17_ خواهرکم....

از در اتاق آمد تو. نه! موضوع را از این‌جا نباید تعریف کنم. اول باید جریان خواستگار‌ها را بگویم.

"ل" هم دارد بزرگ می‌شود و مثل همه‌ی دخترها مدام زنگ از طرف خواستگار و از این‌حرفا. البته ما هنوز هیچ کس را به خانه راه ندادیم، چون خودش هم می‌گوید هنوز زود است. برای همین‌هم یک مدت تلفن‌ها کم شده بود تا ماه پیش که یکی از همسایه‌ها مصرانه اصرار داشت و حالا هم پسرخاله!

دیشب که با هم رفته‌بودیم سینما، یواشکی تماشایش می‌کردم. نمی‌دانم چرا این‌ها فکر می‌کنن که "ل" کوچولوی من بزرگ شده!

داشتم می‌گفتم، از در اتاقم آمد تو. اخم‌هایش توی هم بود.

ـسهراب یه قولی بهم می‌دی؟

ـقوووول؟ ناقلا باز بگو چیکار کردی میخای قول بگیرییی؟

-نه جدی می‌گم!! مامان امروز می‌گفت میخاد کم‌کم واست زن بگیره!

پپپپخخخخ زدم زیر خنده!

ـ باز تو صحبت‌های مامان را جدی گرفتی؟

ـ نخیرم !جدی میگفت. سهراب قول بده دیگه! قول بده ازدواج کردی منو فراموش نکنی؟

صدایش بغض داشت.

ـ آخه خب تو بری من تنها می‌شم! تازه‌شم خیلی بده که آدم رابطه‌اش با داداشش تازه این‌قدر خوب شده باشه، بعد اون تنهاش بذاره.... 

/ 18 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ویرگول

من که هواشو دارم این بشر منو تحویل نمیگیره:دی حدس دومتم غلط بود، دعوا نداریم، دوشواری نداریم:)) صرفا دیگه مث بچگیامون فکر نمیکنم که چقد روح فسقولی و معصومی داره:دی دومین دعایی که به درگاه خدا کردم و یادمه( بعد از "یا خدا من نمیخوام بالا بیارم:(( :دی) این بود که خدا هوای دل میم رو داشته باش:دی که دیدیم هم چقد داشت:)) من و میم به دنیا که اومدیم تقریبا بور بودیم، حالا تو اون عکس( و همه عکسای سال های بعد) چرا من رنگ سرخ پوستهام نمیدونم:))

دوشیزه مُتوهم

همیشه عقده ی اینو داشتم ک داداش داشته باشم احساساتشو بروزبده اما لامصب نمیده من داش اینجوری میخوام[ناراحت]

متواری

حالا مگه خواهرتون بعد از ازدواج میخواد بره قله قاف؟ بدینش به پسر همسایه که دور و ورتون باشه اصن![نیشخند] ایضا همین نسخه برا خودت![نیشخند]

یوزی

پسرا وقتی زن میگیرن خود به خود خواهراشونو کم کم فراموش میکنن! از بس که بی وفائین [نیشخند]

فروغ

حسرت یک برادر بزرگتر به دلم من یکی که مونده شادیتون مستدام[گل]

دوشیزه مُتوهم

شما قدر خواهرتونو بدونین[نیشخند] نمیاد چون الان مزدوجم شده از داداش شانس نیاوردیم ایییییییییییش[ناراحت]

دوشیزه مُتوهم

وا مگ شما میدونی داش من چن سالش بوت؟

آنیل

ایشالله همتون میرید سرخونه زندگیتون و صمیمیتتون بیشترم میشه! اما خب خواهرتون رو انقد به خودتون وابسته نکنید، دیدم که میگم خواهرشوهر من خیلی به شریک وابسته بود و همیشه به من میگه نمیدونم داداشم تورو از کجا پیدا کرد[تعجب] اصلا دوس نداره داداشاش ازدواج کنن

نگین

بیچاره اون دختری که خانومِ شما بشه :دی خواهرشوهری نصیبش میشه ها ! کلا هرچی دختری با برادرش صمیمی تر باشه این خواهر شوهر بازی ها بیشترِ ! نمونش خودِ من که عروسِ آیندموووون طفلکککک ! :دی